۱۳۹۲ شهریور ۲۰, چهارشنبه

با تدبیر دولت عراق عرصه بر منافقین تنگ‌تر خواهد شد.

در راستای تأیید اعترافاتی که تا کنون در مورد تهاجم مسلحانه به اشرف شده است که شامل بیانیه ی  ارگان فاشیستی پاسداران ، سخنرانی پاسدار تروریست فرمانده سپاه قدس در اجلاس سیرک مجمع خبرگان رهبری ،  سردار بسیجی مشنگ محمد رضا نقدی عراقی  می شود  که رئیس سازمان بسیج زاییده ی پاسداران است ، همچنین  خطبه خوانی آخوند چشم ودهان دریده و شکم گنده احمد خاتمی که یکی امام جمعه  های موقت تهران است  و قلم سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری و سخنان رئیس گزمکان  پاسداران محمدعلی جعفری و علی سلامی جانشین وی  که همگی  محور  تهاجم سبعانه ی جنایت جنگی علیه ی بشریت به اشرف سخنرانی وخطبه خوانی وقلم زنی  کردند که منجر به جانباختن 52 مجاهد وربودن 7 تن دیگر شد که فاش شده است این گروگان ای ربوده شده  به مکانی اطراف فرودگاه بغداد منتقل شدند تا از آنجا به ایران انتقال داده شوند و آدم کشان  حرفه ای وزارت بد نام اطلاعات و بازجویان اوین وپاسداران اینان را  تحویل بگیرند. از سوی دیگر به محمد جواد ظریف  وزیر ترور وجاسوسی امور خارجه حسن روحانی  مأموریت سفر به بغداد داده شدتا با مالکی مزدور دست نشانده  و سایر مقامات عراقی از جمله  آخوند حکیم دیدار داشته باشد وپیام تشکر  تهاجم مسلحانه  به اشرف خامنه ای وپاسداران را منتقل نماید. اکنون نیز موازی این  سفر   جواد هاشمی مأمور  با سایت هابیلیان دست ساز وزارت بد نام اطلاعات مأمور یت یافته تا وارد صحنه جنگ تبلیغاتی علیه ی مجاهدین شود تا شرایط تهاجم دیگر به اشرف و زندان لیبرتی را فراهم کند بنابراین وی اعتراف کرده است در حمله گروهی از فرزندان شهدای عراق به اشرف که مورد تظلم این گروهک قرار گرفته بودند، درگیری‌هایی ایجاد شد و گروهی که مشخص شد تعدادی از سرکردگان و اعضای شورای رهبری سازمان منافقین بودند و فرماندهی قتل و جنایت در ایران و عراق را بر عهده داشتند، کشته شدند. در صورتی که  انتقال تعدادی از این افراد به ایران مشکلی برای ورود این افراد ندارد  ولی  تلاش سرکردگان گروهک منافقین در آن است تا از حضور 2 تا 3 هزار نفری اعضای گروهک سپری بسازند تا جایگاهی را برای خود ایجاد کنند. بهرحال هرروز که از  زمان تهاجم  سبعانه ی ضد بشری سپاه قدس و سوات به اشرف می گذرد ومهره های بیشتری از  رژیم فاشیستی مذهبی ایران روی صحنه می آید و در این مورد نظر می دهد بیشتر رفع ابهام  می شود واثبات می گردد که خامنه ای وارگان فاشیستی پاسداران طراح اصلی  این جنایت علیه ی بشریت در اشرف بوده اند . بنابراین وظیفه ومسئولیت سازمان ملل و آمریکا در عدم حفاظت و مراقبت از مجاهدین اشرف و لیبرتی سنگین تر می شود .
دبیرکل کانون هابیلیان تاکید کرد: تلاش سرکردگان گروهک منافقین در آن است تا از حضور 2 تا 3 هزار نفری اعضای گروهک سپری بسازند تا جایگاهی را برای خود ایجاد کنند.سیدمحمدجواد هاشمی‌نژاد در گفت‌وگو با ایسنا در خصوص حمله اخیر به اردوگاه اشرف گفت: آنچه که در اشرف اتفاق افتاد نشان می‌داد که این برخورد خواه ناخواه پیش می‌آمد. یکی دو سالی است که سازمان ملل بنابر توافقی که با دولت عراق داشت در صدد تخلیه اشرف و انتقال اعضای گروهک تروریستی منافقین به لیبرتی و بعد از آن انتقال به یک کشور ثالث بود اما بارها اعلام کرد که این افراد در مصاحبه‌ها همکاری نمی‌کنند و علاوه بر آن سرکردگان گروهک مانع‌تراشی‌هایی انجام می‌دهند. در زمینه تخلیه اشرف نیز نماینده سازمان ملل اعلام کرد که این کار به واسطه مانع‌تراشی‌های سازمان به درستی انجام نمی‌شود و صبر دولت و مردم عراق در حال اتمام است از این رو پیش‌بینی می‌شد که چنین برخوردی پیش بیاید.وی ادامه داد: به بهانه وجود وسایل اسقاطی در اشرف تعداد 100 تن از اعضای وفادار سرکرده منافقین در اشرف به سر می‌بردند و این نشان می‌داد که این تنها بهانه‌ای برای بازگشت مجدد به اشرف بود. طبیعتا این کار غیرقانونی بود و سازمان ملل هم زیر بار این موضوع نمی‌رفت. در حمله گروهی از فرزندان شهدای عراق به اشرف که مورد تظلم این گروهک قرار گرفته بودند، درگیری‌هایی ایجاد شد و گروهی که مشخص شد تعدادی از سرکردگان و اعضای شورای رهبری سازمان منافقین بودند و فرماندهی قتل و جنایت در ایران و عراق را بر عهده داشتند، کشته شدند.دبیرکل کانون هابیلیان درباره انتقال تعدادی از این افراد به ایران بیان کرد: ایران مشکلی برای ورود این افراد ندارد. بیش از 10 سال است که ایران اعلام کرده آن دسته از اعضای گروهک که دستشان به خون مردم آلوده نیست، می‌توانند به کشور بازگردند که خوشبختانه تعداد 700 تن از آنها تحت نظارت سازمان ملل به کشور بازگشتند و زندگی عادی‌شان را دنبال می‌کنند اما تلاش سرکردگان منافقین در این است که از حضور 2 تا 3 هزار نفری اعضا سپری بسازند تا بتوانند خود را زنده و سرپا نگه دارند و از آمریکایی‌ها و سران منطقه پول بگیرند و جایگاهی را برای خود ایجاد کنند مخصوصا این که از محاکم و دادگاه‌ها فرار کنند و به نوعی دیرتر به جنایات‌شان رسیدگی شود طبیعتا وقتی که چنین اعضایی هنوز وجود داشته باشند اذهان به آن سمت بیشتر نزدیک است تا به سرکردگان آنها.

(یادداشت روز)دروغ نامه ی کیهان" آن مرد رفته است ‌اما..."


دروغ نامه ی کیهان  سکشنبه 17 شهریور ماه سال 1392
 
   
بعنوان پیش در آمد وفضا سازی  تبلیغاتی سفر حسن روحانی به آمریکا  که هدف حضور  وی در مجمع عمومی سالیانه ی سازمان ملل است. محمد جواد ظریف که در دولت امید ودبیر و اعتدال خاتمی وزیر ترور و جاسوسی امور خارجه ی رژیم فاشیستی مذهبی ایران شده است . دست به یک اقدام تبلیغاتی زد و عیدنو یهودیان را با یک تبصره مسأله ساز تبریک گفت تا  چاشنی  جربیات گذشته ی خود ش کند که در زمینه ی سیاست مماشات وزد وبند هسته ای ورابطه نزدیک وفعالیت وی با لابی ها در آمریکا  می باشد .به امید آنکه  کمکی برای  شتاب دادن  ادامه ی پیشبرد  سیاست  مماشات مذاکرات هسته ای با آمریکا شود و بمرور تحریم ها کاهش یابد وبر طرف گردد . بنابراین جواد ظریف پس از اینکه  وزیر ترور و جاسوسی امور خارجه شد در راستای اهداف طرحی شده  تلاش نموده  است تا که پیام های تناقض  آمیز مسأله دار ارسال نماید . ولی اکنون یکی از پیام های جهت دار  وی به جای زیر ابرو برداشتن چشم کور کرده است . زیرا  که پیام تبریک عید یهودیان وی موجب انتقاد  گاز انبری روشنگرایانه ی نخست وزیر اسراییل و سربازجو شریعتمداری واقع شده است . برای همین سربازجو شریعتمداری در یادداشت روز گذشته  که  هفدهم شهریور  ومصادف با سال روز جمعه سیاه شهریور 57 است خطاب به محمد جواد ظریف گفته است اخیرا در شبکه اجتماعی تویتر بین ظریف و خانم کریستی ‌پلوسی - دختر نانسی پلوسی رئیس سابق مجلس نمایندگان آمریکا- رد و بدل شده است با توجه به اشراف ظریف بر مسائل و معادلات سیاسی و جایگاه رسمی ایشان به عنوان وزیر ترور وجاسوسی امور خارجه ی رژیم فاشیستی مذهبی یران، عجیب و غیرمنتظره بوده است . زیرا که ظریف در تویتر به استقبال سال نو یهودیان رفته و نوشت «روش هشانا، سال نو یهودیان مبارک باد» و کریستی پلوسی با تشکر از ایشان خطاب به وی  جواب داد «ممنون! سال نو با پایان دادن به انکار هولوکاست از سوی ایران شیرین‌تر می‌شود» و ظریف در پاسخ به اونوشت «ایران هرگز هولوکاست را انکار نکرده است و افزود  مردی که هولوکاست را انکار می‌کرد، رفته است. سال نو مبارک»! و پلوسی به وی پاسخ داد«خوشحالم که می‌شنوم، ممنون از پاسختان»  سربازجو شریعتمداری  ادامه داده درباره این محاوره مکتوب که بازتاب گسترده‌ای در محافل سیاسی و رسانه‌های خبری داشته است، گفتنی‌هایی هست. جالب است آنگونه که جواد ظریف  در مورد هولوکاست ادعا کرده   که گویا احمدی نژاد گویا 8 سال رئیس جمهور رژیم ضد بشری نبود و وی و دولت های نهم ودهم بطور دربست مورد تأیید  وحمایت رهبر ولی فقیه همکاره  خامنه ای وپاسداران نبود و خامنه ای جانشین خمینی شیاد نیست که اصرار بر نا بودی اسراییل می کرد.  همچنین همه دولت مردان در بیش از 34 سال گذشته اعتراف به پیروی  از خمینی شیاد نکرده اند ؟ مهمتر اینکه خامنه ای موازی  احمدی نژاد تأکید بر نا بودی اسراییل و دروغ بودن هولوکاست  نکرده است؟ از سوی دیگر مگر حسن روحانی اعتراف به سر سپردگی به ولی فقیه خامنه ای نکرده است که اکنون  جواد ظریف وزیر ترور و جاسوسی امور خارجه اش سوراخ دعا را گم کرده و شیپور را از در گشادش نواخته وصدای ناموزون دیگری در آورده است .بهمین دلیل  تبریک گفتن عید یهودیان متناقض وی بشدت مورد انتقاد سربازجو شریعتمداری واقع شده است . آنچنانکه سربازجو شریعتمداری وکیل مدافع احمدی نژاد شده و برای ظریف کیفرخواست تهیه و تنظیم کرده که در بنداول این کیفرخواست چنین وی  را مورد باز خواست یا بازجویی قرار داده است:
الف- منظور آقای ظریف از «مردی که هولوکاست را انکار می‌کرد» احمدی‌نژاد است و این اشاره ضمن آن که اهانت به رئیس‌جمهور سابق و دور از انصاف و آداب دیپلماتیک است، با واقعیت نیز همخوانی ندارد. زیرا هولوکاست  اگرچه -آن‌گونه که خواهد آمد- فقط یک افسانه ساخت صهیونیست‌هاست ولی دکتر احمدی‌نژاد با طرح یک سؤال هوشمندانه، پاشنه‌آشیل صهیونیسم بین‌الملل را نشانه رفته و پرسیده بود؛ اگر هولوکاست واقعیت داشته باشد، آلمان نازی عامل آن بوده است، بنابراین چرا باید مردم مسلمان فلسطین تاوان جنایت نازی‌ها را بپردازند و چرا یک یا دو استان از آلمان و اتریش به صهیونیست‌ها واگذار نشده است؟ و چنانچه واقعیت نداشته باشد، چرا صهیونیست‌ها با استناد به یک داستان جعلی، مظلوم‌نمایی کرده و خود را از همه دنیا طلبکار می‌دانند؟ احمدی‌نژاد با این سؤال منطقی که هیچ یک از دیپلمات‌های مدعی، جرأت و یا هوشمندی لازم برای طرح آن را نداشته‌اند، مشروعیت جعلی رژیم صهیونیستی را فرو ریخت و از این زاویه درخور تقدیر و تحسین فراوان است. آیا جناب آقای ظریف برای این پرسش علمی و منطقی پاسخی دارند؟ اگر دارند، بفرمایند! و اگر پاسخی ندارند- که ندارند- انتظار آن بوده و هست که زبان و قلم به تقدیر از آقای احمدی‌نژاد بچرخانند و نه اهانت به ایشان و دلداری - البته ناخواسته- به دشمنان که «مردی که هولوکاست را انکار می‌کرد، رفته است»!
اما سربازجو شریعتمداری  در بند دوم کیفرخواست  تنظیمی خود علیه ی جواد ظریف رجوع  به یادداشت روز 8 سال پیش خود برای اثبات دروغ بودن هولوکاست فاکت ونقل ها ضمیمه وردیف نموده است که چند بند دارد که پیش مقدمه اش اینگونه است:
  ب- 8 سال پیش- 22 آذرماه 84- نگارنده در یک یادداشت نسبتاً مفصل و به نقل از مورخان برجسته و بلندآوازه اروپایی و آمریکایی، اسناد و شواهدی ارائه کرده بود که در جعلی بودن داستان هولوکاست کمترین تردیدی باقی نمی‌گذاشت و از آنجا که امروز هم ماجرا همان ماجرای آن روز است؛ اشاره به بخش‌هایی از آن یادداشت مفصل ضروری به نظر می‌رسد؛ در یادداشت مورد اشاره آمده بود............
بالاخره سربازجو شریعتمداری  در پایان یادداشت و در تشریح  کیفرخواست سوم  و چهارم خود  که شامل دو بند ج و د است  محور  نظر ادعای  جواد ظریف مبنی بر اینکه رژیم فاشیستی مذهبی ایران هرگز هولوکاست را انکار نکرده است جواد ظریف را  چنین مورد سئوال قرار داده یا بازجویی نموده است :
ج - ظریف ادعا کرده‌اند که «ایران هرگز هولوکاست را انکار نکرده است»! و لی توضیح نداده‌اند که ادعای ایشان بر اساس کدام «سند» یا شاهد و قرینه‌ای ابراز شده است؟ بدیهی است وزیر ترور و امور خارجه محترم کشورمان انتظار ندارند افسانه هولوکاست که غیر از ادعای «ساموئل سپرات» خاخام معروف فرانسوی هیچ سند دیگری برای اثبات آن وجود ندارد از سوی ایران اسلامی قابل پذیرش باشد!سربازجو شریعتمداری  برای اینکه فرصت طلبی و پیمان شکنی ظریف موقع رأی اعتماد گرفتن در بازار مکاره را فاش  وبه رخ وی کشیده باشد. گفته گفتنی است ظریف در دفاع از برنامه‌های پیشنهادی خویش که روز سه‌شنبه 22 مرداد در  بازارمکاره مطرح کرد بر وفاداری خود به آموزه‌های  خمینی و جانشین وی خامنه ای صرار ورزید از این روی اظهار نظر اخیر در شبکه تویتر را می‌توان ناشی از کم دقتی ایشان تلقی کرد که نیاز به تصحیح دارد.
د - بالاخره، از آنجا که جواد ظریف اهل مطالعات تاریخی و اسلامی هستند باید توجه ایشان را به این واقعیت جلب کرد که اولین و تنها سند مکتوب درباره وقوع هولوکاست - به مفهوم زنده‌سوزی دسته‌جمعی انسان‌ها - که تاریخ کهن یهود و برخی از کاوشگران تاریخ باستان به آن اشاره کرده‌اند و در کلام خدا - سوره مبارکه بروج - نیز به صراحت آمده است.
نا گفته نماند جواد ظریف وزیر ترور و جاسوسی امور خارجه پس از اینکه  به کریستی پلو سی دختر نانسی پلوسی  رئیس سابق مجلس نمایندگان آمریکا عید نو یهودیان را  تبریک گفت  و بر خلاف نظر انکار  کردن هولوکاست از سوی احمدی نژاد هولوکاست را  تأیید کرده مورد انتقاد واقع شده است . بنابراین برای جبران کردن مأمور  سفر به بغداد شد تا در دیدار با همتای عراقی خود تهاجم سبعانه ی جنگی جنایت علیه ی بشریت  به مجاهدین اشرف  را تأیید نماید و تأکید بر خروج تعداد باقیمانده ساکنین اشرف کند. غافل از آنکه با اینگونه خوشرقصی کردن جواد ظریف ، خامنه ای و باندها وحامیانش به وی و حسن روحانی  فرصت نمی دهند تا سیاست مذاکرات مماشات گرانه ی هسته ای  رفسنجانی- خاتمی با غرب به خصوص آمریکا دنبال شود. برای همین تبریک گفتن   عیدنو یهودیان جوا ظریف  از سوی سربازجوشریعتکداری بشدت مورد انتقاد واقع شده است:
"آنچه اخیرا در شبکه اجتماعی تویتر بین آقای دکتر ظریف و خانم کریستی‌پلوسی - دختر نانسی پلوسی رئیس سابق مجلس نمایندگان آمریکا- رد و بدل شده است با توجه به اشراف آقای ظریف بر مسائل و معادلات سیاسی و جایگاه رسمی ایشان به عنوان وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، عجیب و غیرمنتظره بود. آقای ظریف در تویتر به استقبال سال نو یهودیان رفته و نوشته بود «روش هشانا، سال نو یهودیان مبارک باد» و کریستی پلوسی با تشکر از ایشان خطاب به وی نوشته بود «ممنون! سال نو با پایان دادن به انکار هولوکاست از سوی ایران شیرین‌تر می‌شود» و آقای ظریف در پاسخ به او می‌نویسد «ایران هرگز هولوکاست را انکار نکرده است. مردی که هولوکاست را انکار می‌کرد، رفته است. سال نو مبارک»! و پلوسی پاسخ داده بود؛ «خوشحالم که می‌شنوم، ممنون از پاسختان» درباره این محاوره مکتوب که بازتاب گسترده‌ای در محافل سیاسی و رسانه‌های خبری داشته است، گفتنی‌هایی هست.الف- منظور آقای ظریف از «مردی که هولوکاست را انکار می‌کرد» آقای دکتر احمدی‌نژاد است و این اشاره ضمن آن که اهانت به رئیس‌جمهور سابق و دور از انصاف و آداب دیپلماتیک است، با واقعیت نیز همخوانی ندارد. زیرا هولوکاست اگرچه -آن‌گونه که خواهد آمد- فقط یک افسانه ساخت صهیونیست‌هاست ولی دکتر احمدی‌نژاد با طرح یک سؤال هوشمندانه، پاشنه‌آشیل صهیونیسم بین‌الملل را نشانه رفته و پرسیده بود؛ اگر هولوکاست واقعیت داشته باشد، آلمان نازی عامل آن بوده است، بنابراین چرا باید مردم مسلمان فلسطین تاوان جنایت نازی‌ها را بپردازند و چرا یک یا دو استان از آلمان و اتریش به صهیونیست‌ها واگذار نشده است؟ و چنانچه واقعیت نداشته باشد، چرا صهیونیست‌ها با استناد به یک داستان جعلی، مظلوم‌نمایی کرده و خود را از همه دنیا طلبکار می‌دانند؟ احمدی‌نژاد با این سؤال منطقی که هیچ یک از دیپلمات‌های مدعی، جرأت و یا هوشمندی لازم برای طرح آن را نداشته‌اند، مشروعیت جعلی رژیم صهیونیستی را فرو ریخت و از این زاویه درخور تقدیر و تحسین فراوان است. آیا جناب آقای ظریف برای این پرسش علمی و منطقی پاسخی دارند؟ اگر دارند، بفرمایند! و اگر پاسخی ندارند- که ندارند- انتظار آن بوده و هست که زبان و قلم به تقدیر از آقای احمدی‌نژاد بچرخانند و نه اهانت به ایشان و دلداری - البته ناخواسته- به دشمنان که «مردی که هولوکاست را انکار می‌کرد، رفته است»!ب- 8 سال پیش- 22 آذرماه 84- نگارنده در یک یادداشت نسبتاً مفصل و به نقل از مورخان برجسته و بلندآوازه اروپایی و آمریکایی، اسناد و شواهدی ارائه کرده بود که در جعلی بودن داستان هولوکاست کمترین تردیدی باقی نمی‌گذاشت و از آنجا که امروز هم ماجرا همان ماجرای آن روز است؛ اشاره به بخش‌هایی از آن یادداشت مفصل ضروری به نظر می‌رسد؛ در یادداشت مورد اشاره آمده بود.1- در اوایل دهه 80 قرن نوزدهم، تعدادی از اعضای آژانس بین‌المللی یهود، از جمله، «پی‌یر ویدال ناکه»، «سرژ ولز»، «فرانسوا براریدا» تحت سرپرستی «رنه ساموئل سپرات» خاخام معروف فرانسه، با استناد به داستان ساختگی کشتار 6 میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم و به عنوان پیشگیری از فراموش شدن مظلومیت این قوم! پیش‌نویس قانونی را تهیه کرده و در ژوئیه سال 1990 میلادی در فرانسه به تصویب رساندند که بر اساس آن «هرگونه تردید درباره «هولوکاست»، اعم از تردید درباره کشتار- مورد ادعای- یهودیان در جنگ جهانی دوم، وجود اتاق‌های گاز و حتی کمترین تردید در رقم 6میلیونی یهودیان کشته شده، جرم تلقی می‌شود! و هر کس در فرانسه از این قانون تخلف کرده و در سه موضوع یاد شده تردید کند به یک ماه تا یک سال زندان و پرداخت 2 هزار تا 300 هزار فرانک جریمه محکوم می‌شود.» و بعدها با فشار آمریکا، انگلیس، فرانسه و آژانس بین‌المللی یهود، این قانون در سایر کشورهای اروپایی نیز به تصویب رسید به طوری که امروزه هرگونه تردید درباره هولوکاست مورد ادعا و ابعاد و اجزاء آن در اروپا جرم تلقی می‌شود!2- تاکنون ده‌ها مورخ برجسته اروپایی و صدها استاد بلندآوازه و متخصص شناخته شده در بررسی اسناد تاریخی، با ارائه اسنادی که هیچ صاحب‌نظری نمی‌تواند در صحت آنها کمترین تردیدی روا دارد، به روشی کاملا علمی اثبات کرده‌اند ماجرای قتل عام 6 میلیون یهودی، کوره‌های آدم‌سوزی، اتاق‌های گاز و همه آنچه صهیونیست‌ها در این باره ادعا می‌کنند، دروغ محض و یک داستان ساختگی با اهداف نه فقط سیاسی، بلکه جنایتکارانه است و شاید تعجب کنید - البته از دموکراسی با قرائت غربی تعجبی ندارد - که از این دانشمندان و محققان تمامی آنهایی که اروپایی بوده‌اند، بدون استثناء - تاکید می‌شود، بدون استثناء- به دادگاه جلب شده و تنها به دلیل آن که تحقیقات علمی آنان باآنچه دولت‌های اروپایی درباره هولوکاست پذیرفته و تصویب کرده‌اند، تفاوت داشته، محاکمه و به زندان و جرایم نقدی محکوم شده‌اند! و دولت‌های غربی هنوز به این سؤال پاسخ نداده‌اند که چگونه می‌توان از یک سو ادعای آزادی عقیده و اندیشه را داشت و در همان حال، اگر تحقیقات علمی و مستند دانشمندان با ادعای بی‌اساس و افسانه‌سرایی صهیونیست‌ها تفاوت داشته باشد، این دانشمندان و محققان مستحق محاکمه، زندان و جریمه هستند؟!...تعداد دانشمندان و محققان برجسته‌ای که نتیجه تحقیقات علمی و مستند آنها حکایت از جعلی بودن هولوکاست می‌کند، بیشتر از آن است که حتی فهرست آنان قابل اشاره در این نوشته محدود باشد و فقط به عنوان نمونه و به مصداق اندکی از بسیارها می‌توان به پروفسور روژه گارودی، پروفسور روبر فوریسون، پروفسور کریستوفرسون - صاحب کتاب معروف «دروغ آشویتس»- ... و نویسندگان صدها رساله علمی دیگر اشاره کرد که در این میان، ماجرای پروفسور روبر فوریسون و پروفسور روژه‌گارودی - هر‌دو از فرانسه - جدیدتر و عبرت‌آمیز است.3- پروفسور روبر فوريسون، استاد دانشگاه معروف «ليون» فرانسه و كارشناس عالي‌رتبه بررسي و ارزيابي اسناد و مدارك تاريخي، با شهرتي جهاني است. او تحقيقات علمي و مستند خود را در كتابي با عنوان «اتاق‌هاي‌گاز، واقعيت يا افسانه؟» جمع‌آوري كرده كه به فارسي نيز ترجمه شده است.ج - آقای دکتر ظریف ادعا کرده‌اند که «ایران هرگز هولوکاست را انکار نکرده است»! و توضیح نداده‌اند که ادعای ایشان بر اساس کدام «سند» یا شاهد و قرینه‌ای ابراز شده است؟ بدیهی است وزیر امور خارجه محترم کشورمان انتظار ندارند افسانه هولوکاست که غیر از ادعای «ساموئل سپرات» خاخام معروف فرانسوی هیچ سند دیگری برای اثبات آن وجود ندارد از سوی ایران اسلامی قابل پذیرش باشد!گفتنی است آقای دکتر ظریف در دفاع از برنامه‌های پیشنهادی خویش که روز سه‌شنبه 22 مرداد در مجلس شورای اسلامی مطرح کرد بر وفاداری خود به آموزه‌های امام و رهبر معظم انقلاب اصرار ورزید و پس از آن نیز در جایگاه وزیر امور خارجه کشورمان مواضع تحسین‌برانگیزی داشت. از این روی اظهار نظر اخیر در شبکه تویتر را می‌توان ناشی از کم دقتی ایشان تلقی کرد که نیاز به تصحیح دارد.د - و بالاخره، از آنجا که دکتر ظریف اهل مطالعات تاریخی و اسلامی هستند باید توجه ایشان را به این واقعیت جلب کرد که اولین و تنها سند مکتوب درباره وقوع هولوکاست - به مفهوم زنده‌سوزی دسته‌جمعی انسان‌ها - که تاریخ کهن یهود و برخی از کاوشگران تاریخ باستان به آن اشاره کرده‌اند و در کلام خدا - سوره مبارکه بروج - نیز به صراحت آمده است، از وقوع این جنایت توسط قوم یهود خبر می‌دهد: ذونواس پادشاه یمن به دین یهود گروید و با تحریک خاخام‌های یهودی مردم یمن را که بر دین حضرت مسیح (ع) بودند وادار کرد یهودی شوند و آنان را که حاضر به پذیرش دین یهود نبودند، در گودال‌های پر از آتش سوزان - اخدود- افکند و انبوهی از زنان و مردان و کودکان مسیحی را زنده زنده در آتش سوزاند...«والسماء ذات البروج... سوگند به آسمان که دارای برج‌های بسیار است و سوگند به روز موعود و سوگند به شهادت‌دهنده و آنچه به آن شهادت دهند که مرگ بر اصحاب اخدود، آنان که آتش سوزان برافروختند و در حالی که برکناره آتش نشسته بودند، به آنچه بر سر مؤمنان می‌آوردند نظاره می‌کردند. آنان - یهودیان - تنها به این علت از مؤمنان انتقام گرفتند که آنها به خدای عزیز و حمید ایمان آورده بودند»"


دروغ نامه ی کیهان  سکشنبه 17 شهریور ماه سال 1392

سرمقاله ی حکومتی جمهوری " مرثيه‌اي براي فرهنگ "

وزی نامه ی حکومتی جمهوری اسلامی 3 شنبه 19 شهریور -92
نقد وبررسی : سرمقاله ی حکومتی جمهوری " مرثيه‌اي براي فرهنگ "
مگر پس از تجربه ی عملی فاجعه بار ضد انسانی  35 ساله ی  حاکمیت رژیم  فاشیستی مذهبی حاکم برایران که آشکارا دین تبدیل به ابزار قدرت وعوامفریبی واهرم سرکوب وسانسور وتوجیه گر جنگ افروزی وغارتگری وجنایت وخیانت  شده است  و دیپلماسی اش مبنی بر سیاست صدور تروریسم وبحران وارتجاع به برون مرز ومداخله گری در امورد اخلی کشور های منطقه از جمله عراق وسوریه بوده است .از سوی دیگر  مگر به جز رایج شدن مصرف مواد مخدر واعتیاد که  روز افزون است . همچنین بدلیل فقر وبیکاری ناشی از تحریم ها که مرتبط به پیگیری اهداف نظامی هسته ای می باشد تن فروشی زنان به ویژه زنان شوهر دار هم  در جامعه  رواج یافته است که بخشی از فرهنگ حاکمان عوامیب ودین فروش می باشد . آیا دیگر جای دفاع از حکومت دینی باقی مانده است که سرمقاله نویس محورش قلم زنی و روضه خوانی نموده و رهنمود فرهنگی داده است؟
برای ایتکه سرمقاله نویس پس از تشریح وتعریف فرهنگ در حکومت های غیر دینی ارزش ویژه ای برای فرهنگ حکومت دینی قائل شده است . البته بدون آنکه وی بگوید چند سال از عمر  نکبت بار حکومت فاشیستی دینی ایران می گذرد؟  یا اینکه بگوید دلیل اینکه فرهنگ دینی مورد نظر وی در جامعه تثبیت نشده چیست ؟ ولی  يادآوري اين واقعيت تلخ کرده است كه جامعه اسلامي و انقلابي ما عليرغم اينكه از يك نظام حكومتي ديني برخوردار است، متأسفانه هيچگاه براي فرهنگ اولويت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است و افزوده  باوجود اینکه از صبح پيروزي انقلاب اسلامي، تعابيري مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگي" از زبان امام شیاد  و ساير بزرگان در توصيف انقلاب اسلامي شنيده‌ايم، اما هرگز در عمل براي مقوله "فرهنگ" اولويت قائل نشده‌ايم. در ادامه همچون گفاته می شود بزکنمیر بهار میاد، کمبیزه با خیار میاد  بطور شرطی نتیجه گرفته اس  اگر فرهنگ در اولويت قرار گيرد، اقتصادي سالم، امنيتي پايدار و سياستي مبتني بر اصول خواهيم داشت. زيرا فرهنگ براي ساير مقولات بسترسازي مي‌كند و راه را براي جريان يافتن سالم آنها هموار مي‌نمايد.
بهر حال سرمقاله نویس  پس  از تحلیل مزایای  ویژه  فرهنگ اسلامی – انقلابی که خمینی شیادمنادی اش بود و پس از 35 سال به شرایط کنونی منتهی شده است  . زیرا که رژیم نا متعارف قرون وسطایی ایران اصلاح پذیر نیست . ولی وی  در پایان  مرثیه ی نامه ی فرهنگی خود  نسخه  تجویز  نموده و مدعی شده است راه حل اين مشكلات و آنچه موجب تقويت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجميع مراكز متعدد فرهنگي، ايجاد وحدت رويه در برخوردهاي فرهنگي، بالا رفتن حساسيت مسئولين نظام نسبت به فرهنگ، اولويت بخشيدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پايه ساير مقولات و سپردن بخش فرهنگي به افراد قوي، مستقل و شجاع. اما آيا گوش شنوائي وجود دارد كه اين مرثيه را بشنود و آيا اراده قاطعي وجود دارد كه درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلوميت و انزوا باشد؟ عجیب است که سرمقاله نویس بطور عمدی فراموش کرده است که رژیم ضدبشری یک رهبر ولی فقیه همکاره غیر پاسخگوی دارد  که همراه با ارگان ها ونهادهای گوناگون سرکوبگر نظامی – انتظامی – پاسداری – بسیجی – اطلاعاتی وامنیتی می باشد  که موازی ومکمل هم اقدام می کنند وعملکردشان هم بطور دربست علیه ی مردم ومنافع ملی کشور است .ولی وی بدون توجه به این واقعیت که  در سرکوب وسانسور چنین وحدتی وجود دارد  که وی خواهان ايجاد وحدت رويه در برخوردهاي فرهنگي شده است.بهرحال راه حل نهایی تغییرات حکومت دمکراتیک غیر دینی می باشد:
"پاسخ دادن به اين سؤال كه از ميان مقولاتي مانند فرهنگ، امنيت، اقتصاد و سياست، كداميك اولويت دارد؟ براي جامعه‌اي كه قرار است با نظام حكومتي ديني اداره شود بسيار مهم است. اين پاسخ است كه مي‌تواند نقشه راه را براي هر حكومتي ترسيم كند و البته براي يك نظام اسلامي نقش و اهميت بيشتري دارد. تكيه بر روي نظام حكومتي ديني يا مشخصاً نظام اسلامي، به اين جهت نيست كه تصور شود ساير نظام‌هاي حكومتي به فرهنگ نياز ندارند يا براي مقوله فرهنگ اولويت قائل نيستند. اگر تفاوتي وجود داشته باشد، اينست كه فرهنگ در نظام‌هاي حكومتي غيرديني رنگ و لعاب ديني ندارد و در چارچوب‌هاي ديگري از قبيل قانون‌مداري و آداب و سنن جلوه‌گر مي‌شود. در نظام‌هاي ديني، علاوه بر اينها تعاليم الهي نيز به محتواي فرهنگ اضافه مي‌شود. اگر مقوله "فرهنگ" به درستي شناخته شود، نقش آن در مديريت راهبردي جامعه نيز مشخص خواهد شد.، راحت مي‌توان گفت فرهنگ براي جامعه همانند خوني است كه در رگ‌هاي بدن جريان دارد. همانگونه كه خون، اندام‌ها را به تحرك وامي‌دارد و چگونگي خون در چگونگي كاركرد بدن نقش مستقيم دارد، فرهنگ نيز اندام‌هاي جامعه را به تحرك واميدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنيت، سياست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدين ترتيب، پاسخ سؤال مورد نظر اينست كه فرهنگ بايد در اولويت باشد.هدف از آوردن اين مقدمه، يادآوري اين واقعيت تلخ است كه جامعه اسلامي و انقلابي ما عليرغم اينكه از يك نظام حكومتي ديني برخوردار است، متأسفانه هيچگاه براي فرهنگ اولويت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پيروزي انقلاب اسلامي، تعابيري مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگي" از زبان امام و ساير بزرگان در توصيف انقلاب اسلامي شنيده‌ايم، اما هرگز در عمل براي مقوله "فرهنگ" اولويت قائل نشده‌ايم. اگر فرهنگ در اولويت قرار گيرد، اقتصادي سالم، امنيتي پايدار و سياستي مبتني بر اصول خواهيم داشت. زيرا فرهنگ براي ساير مقولات بسترسازي مي‌كند و راه را براي جريان يافتن سالم آنها هموار مي‌نمايد.شايد در قالب ديگري بتوان يك جامعه با فرهنگ را جامعه‌اي مقرراتي، قانون گرا و اخلاق‌مدار معرفي كرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم يك جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهاي اقتصادي بر مبناي قانون و اخلاق عمل مي‌كنند و مفاسد اخلاقي از آن جامعه رخت برمي بندد، در بخش‌هاي امنيت و سياست نيز همه چيز برمبناي صداقت به پيش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نيز از فرهنگ تأثير مي‌گيرد و در يك جامعه با فرهنگ علاوه بر اينكه قضات، وظيفه قانوني خود را به درستي انجام مي‌دهند، اصولاً خصومت‌ها كاهش مي‌يابد و حتي خود مردم بدون نياز به دستگاه قضائي به رفع خصومت اقدام مي‌كنند.بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، متأسفانه هيچگاه فرهنگ در اولويت نبوده و دولت‌ها به ساير مقولات بيشتر توجه كردند. بعضي دولت‌ها به دليل درگير بودن با جنگ و بازسازي، فرصت و امكان توجه جدي به فرهنگ را نداشتند و بعضي ديگر به ويژه در سال‌هاي اخير، بداخلاقي را جايگزين اخلاق و فرهنگ كردند و به همين جهت، بي‌قانوني، مفاسد اقتصادي و تفرقه و بي‌اعتمادي نسبت به همديگر در جامعه افزايش يافته است. آنچه از اينها نگران كننده‌تر است، سوءاستفاده معاندان از فضاي پديد آمده است كه در قالب‌هاي مختلف بي‌بندوباري، پشت پا زدن به احكام ديني و زير پا گذاشتن قوانين و مقررات جلوه‌گر مي‌شود.ضعف متوليان فرهنگ موجب مي‌شود به امتيازخواهان باج و امتياز بدهند و اين اقدام را براي خود يك وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نيز متوليان ضعيف، بدون برنامه پيش مي‌روند و هرگز به نقطه مطلوب نمي‌رسند. در بخش كتاب، يك روز مميزي را لازم و ضروري مي‌دانند، يك روز آن را رد مي‌كنند و روز ديگر دچار بلاتكليفي مي‌شوند. جلب همكاران قوي چيزي است كه هرگز نمي‌توان از متوليان ضعيف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعيف، در مقابل كساني يا مجموعه‌هائي كه مي‌خواهند عوامل خود را به آنها تحميل كنند منفعل مي‌شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اينها بخشي از عوارضي هستند كه از ضعف مديريت‌هاي فرهنگي ناشي مي‌شوند و به فرهنگ كشور ضربه مي‌زنند.تعدد دستگاه‌هائي كه خود را متولي فرهنگ مي‌دانند نيز از مشكلات بخش فرهنگي و از عوامل ركود و گاهي عقبگرد فرهنگي است. فرهنگ در كشور ما فرماندهي واحدي ندارد و   همين امر موجب دوباره كاري‌ها، خنثي كردن كار همديگر و صرف بودجه‌هاي كلان بدون دستاورد قابل توجه مي‌شود. اين ضعف، بارها به مسئولان نظام يادآوري شده ولي نه تنها برطرف نگرديده بلكه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متوليان فرهنگي هستيم.رسانه ملي، كه رساترين صدا براي اشاعه فرهنگ مي‌تواند باشد، در مواردي نقش خنثي كننده دستاوردهاي فرهنگي را ايفا مي‌كند. برخورد متوليان فرهنگي كشور با مطبوعات و ساير رسانه‌هاي نوشتاري، چه از نظر مادي و چه از نظر حمايت‌هاي معنوي نه تنها ضعيف بلكه بازدارنده است. تبعيض در پرداخت يارانه‌هاي قانوني و برخوردهاي سياسي و سليقه‌اي با رسانه‌هاي مكتوب، زمينه‌اي براي رشد اين رسانه‌ها باقي نگذاشته است. كوتاهي در انجام وظيفه قانوني كه برخورد متوليان فرهنگي با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراكن و قانون شكن را مقرر مي‌دارد، يكي ديگر از عوارض ضعف مديران فرهنگي است كه موجب وارد شدن لطمات شديدي به فرهنگ كشور شده است.راه حل اين مشكلات و آنچه موجب تقويت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجميع مراكز متعدد فرهنگي، ايجاد وحدت رويه در برخوردهاي فرهنگي، بالا رفتن حساسيت مسئولين نظام نسبت به فرهنگ، اولويت بخشيدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پايه ساير مقولات و سپردن بخش فرهنگي به افراد قوي، مستقل و شجاع. اما آيا گوش شنوائي وجود دارد كه اين مرثيه را بشنود و آيا اراده قاطعي وجود دارد كه درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلوميت و انزوا باشد؟"
روزی نامه ی حکومتی جمهوری اسلامی 3 شنبه 19 شهریور -92
مرثيه‌اي براي فرهنگ

تصاویر روحانی در نشست ائمه جمعه

حسن روحانی مدعی  اعتدال گرا برای اثبات این ادعا که چگونه اعتدال گرایی می باشد . پس از اینکه محمد جواد ظریف  وزیر ترور وجاسوسی امور خارجه اش پیام تبریک عید یهودیان داد تا مانور تبلیغاتی پیش مقدمه سیاست مماشات مذاکره هسته ای باشد . ولی این تبریک  بشدت مورد انتقاد یادداشت روز سربازجو شریعتمداری قرار گرفت .طوریکه برای جبران مجبور به اجرای سفر مأموریت به بغداد شد .تا با مالکی مزدور دست نشانده  و سایر مقامات عراقی از جمله  آخوند حکیم دیدار داشته باشد وپیام تشکر  تهاجم مسلحانه  به اشرف خامنه ای وپاسداران را منتقل نماید . بنابراین اکنون نوبت دیدار حسن روحانی با ائمه جماعات رسیده است که نوچه های  معرکه گیر تبلیغاتی و سپاس گوی خامنه ای اند تا قبل از سفر وی به آمریکا برای حضور وسخنرانی در مجمع عمومی سالانه سازمان  ومشورت با خامنه ای ودریافت رهنمود سخنرانی دلجویی از رهبر ولی فقیه کرده باشد ونشان دهد این ذوب شده در ولایت چگونه اعتدال گرایی می باشد؟
فرارورییس‌جمهور صبح امروز در گردهمایی ائمه جمعه سراسر کشور که در سالن آدینه تهران در حال برگزاری است، حضور یافت.به گزارش ایسنا، حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی با حضور در دومین روز بیست و دومین گردهمایی ائمه جمعه سراسر کشور به ایراد سخنرانی پرداخت.بیست و دومین گردهمایی ائمه جمعه سراسر کشور از روز گذشته - 18 شهریور - در تهران آغاز شده است و تا 20 شهریور ادامه خواهد داشت. قرار است روسای سه قوه در این گردهمایی سخنرانی کنند.عکس های زیر را آرمین کرمی از فارس، حمید فروتن از ایسنا، ابولفضل سلمان زاده از مهر عکاسی کرده اند.

۱۳۹۲ شهریور ۱۱, دوشنبه

جزییات دیدار علاء‌الدین بروجردی عراقی با بشار اسد جنایتکار


جزییات دیدار علاء‌الدین بروجردی عراقی با بشار اسد جنایتکار

جزییات دیدار علاء‌الدین بروجردی عراقی  با بشار اسد جنایتکار وتأکید بر ادامه جنایت وکشتار.11 شهریور -92
بدلیل بحرانی بودن اوضاع رژیم فاشیستی مذهبی ایران وخطری  شدن شرایط دو هم پیمانش بشار اسد جنایتکار رئیس جمهور سوریه و نوری مالکی مزدور دست نشانده نخست وزیر عراق تلاش برای  دفاع وحمایت از این دو هم پیمان شده است .بدین منظور از سوی بیت رهبری بطور  همزمان دو اقدام  سیاسی- نظامی – تروریستی تدارک دیده شد .زیرا هنگامی که علاء الدین بروجردی عراقی که رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی  بازار مکاره  است با  هیئت همراه عازم سوریه شد تا  با بشار اسد رئیس جمهور جنایتکار سوریه در دمشق دیدار و گفت‌وگو  داشته باشد  تا که گزارش شود  سوریه توانایی مقابله با هر گونه تجاوز خارجی را دارد و تهدیدها باعت نمی‌شود که این کشور اصول و مبانی خود را تغییر دهد یا به جنگ علیه تروریسم پایان دهد.یعنی به استفاده از سلاح مرگ بار شیمیایی علیه ی کودکان وزنان ومردان ومخالفان سوری  اصرار  ورزیده  می شود . چون بشار اسد جنایتکار از حمایت و پشتیبانی حاکمان ایران و سپاه قدس و حزب الشیطان لبنان برخور دار می باشد . از سوی دیگر  همزمان سپاه قدس همراه با مزدوران آدم کشان حرفه ای در عراق در یک شبیخون یورش مسلحانه به ساکنین بی سلاح ودفاع اشرف  مرتکب جنایت جنگی علیه ی بشریت شدند وده ها مجاهد را به خاک وخون کشیدند .

رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و هیئت همراه پیش از ظهر امروز با «بشار اسد» رئیس جمهور سوریه در دمشق دیدار و گفت‌وگو کردندبه گزارش فارس، «علاء الدین بروجردی» رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجه مجلس شورای اسلامی و هیئت همراه که به دمشق سفر کردند، پیش از ظهر امروز با «بشار اسد» رئیس جمهور سوریه دیدار و گفت‌وگو کردند.در این دیدار بشار اسد هیئت ایرانی را در جریان آخرین تحولات سوریه قرار داد.بشار اسد در این دیدار تاکید کرد: سوریه توانایی مقابله با هر گونه تجاوز خارجی را دارد و تهدیدها باعت نمی‌شود که این کشور اصول و مبانی خود را تغییر دهد یا به جنگ علیه تروریسم پایان دهد.بروجردی پیشتر با رئیس مجلس شورای سوریه نیز دیدار و گفت‌وگو  و بر حمایت همه جانبه ایران از دولت و ملت سوریه تأکید کرده بود.

هنرنمایی جالب وعجیب باچتر

 هنرنمایی جالب وعجیب باچتر
Factory of umbrellas,
This is really Amazing. You can not believe it.

دژخیم پورمحمدی: آمده‌ام تا عدالت محقق شود!


مگر کوسه و ریش پهن می شود؟ یا مگر چاقو دسته ی خودش را می برد؟ چگونه می توان باور داشت که یکی از دژخیمان آدم کشان منفور که نقش کلیدی در جنایت 35 ساله حکومت قرون وسطایی اصلاح ناپذیر داشته به ویژه دست در قتل عام زندانیان سیاسی سال 67 داشته است. می تواند  یکشبه بطور معجزه آسا گربه ی زاهد عابد شود و ادعای آمدن  محقق کردن عدالت در رژیم ضد بشری نماید که رکور دار جهانی محکومیت نقض حقوق بشر می  باشد؟ آنهم در شرایطی که همکار وهم قطاران این دژخیم اطلاعاتی- امنیتی- قضایی سپاه قدس  و عوامل جنایتکار نفوذی درون دولت مزدور دست نشانده نوری مالکی  عراق دست به  شبیخون  و جنایت جنگی علیه ی بشریت در اشرف زده  وده ها  مجاهدان قهرمان بی سلاح و بی دفاع را به خاک وخون کشانیده  اند. بهرحال با حضور این دژخیم منفور ومعروف بد نام آخوند مصطفی پور محمدی در کابینه ی یازدهم حسن روحانی با ادعای کمدی اعتدال گرایی از این بهتر نمی توان آشکارا زیرآب ادعای پوشالی اعتدال گرایی ادعایی را زد که وعده ی توخالی وسرآبی بیش نیست.
 
 

مصطفی پورمحمدی با بیان این که عدالت مهم‌ترین جزء یک حکومت است، گفت: من به وزارت دادگستری نیامده‌ام تا جایگاه وزارت ارتقا یابد بلکه آمده‌ام تا عدالت محقق شود.حجت‌الاسلام مصطفی پورمحمدی وزیر جدید دادگستری در مراسم معارفه خود ضمن تشکر از خدمات بختیاری به عنوان وزیر دادگستری، گفت: از افرادی که امروز در اینجا برای تشکر از بختیاری گرد هم آمده‌اند تشکر می‌کنم چرا که وی و عملکرد او ارزش این تشکر را دارد.وی با بیان این که اگر می‌خواهیم نظام جمهوری اسلامی سالم بماند باید عدالت در آن اجرا شود، گفت: اگر دولت‌ها می‌خواهند از خود دفاع کنند با عدالت می‌توانند این کار را انجام دهند.رئیس سابق سازمان بازرسی کل کشور تاکید کرد: من به وزارت دادگستری نیامده‌ام که جایگاه وزارت را ارتقا دهم، آمده‌ام تا عدالت محقق شود. وی ابراز امیدواری کرد که بتواند دو خواسته قوه قضائیه که همانا همکاری با دیوان عدالت اداری و همکاری با سازمان بازرسی کل کشور است را محقق سازد. گفتنی است پورمحمدی پیش از این در مسند ریاست سازمان بازرسی کل کشور نیز مسئولیت برقراری عدالت در این سازمان را بر عهده داشت.