۱۳۹۲ شهریور ۱۱, دوشنبه

اعتراف آشکار به یورش مسلحانه به اشرف

اعتراف آشکار به  یورش مسلحانه به اشرف .11 شهریور-92
بیانیه  ی ارگان فاشیستی سپاه در خصوص درگیری در پادگان منافقین .نابودی کامل سرنوشت محتوم منافقین خواهد بود/ تشفی خاطر امت اسلامی از هلاکت کادرهای منافقین.سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پیامی تأکید کرد .بی‌تردید سرنوشت اجتناب‌ناپذیر و محتوم منافقین جز ذلت، آوارگی، درماندگی و نابودی کامل نخواهد بود.
 
اعتراف آشکار ارگان فاشیستی – تروریستی- جنگ افروز پاسداران در یورش مسلحانه  جنایت جنگی علیه ی بشریت اشرف که منجر به جان باختن ومجروح شدن ده ها مجاهدین اشرف شده است . به ویژه اینکه برای زدودن هرگونه ابهام  در بیانیه ی این ارگان فاشیستی پاسداران اذعان و تأکید شده است این یورش مسلحانه به اشرف  انتقام الهی و وعده های خداوند در سال مرگ رجایی و باهنر انجام شده است.همچنین در بخشی دیگر از این بیانیه ی ارگان فاشیستی پاسداران که از سوی ارگان تبلیغاتی اش خبر گزاری دروغ پرداز فارس گزارش شده آمده است روابط عمومی کل  ارگان فاشیستی سپاه پاسداران ، در پی به هلاکت رسیدن جمعی از منافقین مزدور و تروریست توسط فرزندان رشید و انقلابی مجاهدان شهیدِ عراقی (بخوان آدم کشان حرفه ای تروریست سپاه قدس ) در اردوگاه شیطانی اشرف در نزدیکی بغداد این انتقام الهی و انقلابی از وعده های خداوند تبارک و تعالی است گرفته شد زیرا که سرانجام تقدیر الهی یا خواست خامنه ای در جماران  بر آن قرار گرفت تا   فرزندان رشید مجاهدان شهیدِ عراقی یا مزدوران استخدامی پاسداران در عراق که با موافقت رهبر ولی فقیه و رهنمود وهمکاری سپاه قدس و سفارت رژیم ضد بشری در بغداد بوده است با اقدامی انقلابی، انتقام تاریخی از جنایت مشترک صدام و منافقین در انتفاضه شعبانیه در لانه عنکبوتی منافقین رقم زده  شود و عبرتی جاودانه و رشادتی ماندگار به اثبات رسد که رژیم ضدبشری به جز جنایات ضد انسانی روزانه در داخل واقدامات تروریستی در برون مرز ماندگار نیست. در ادامه ی بیانیه افزوده شده  بدون تردید حاکمان ایران وعراق زیر چتر  دو ملت مسلمان ایران و عراق خاطرات تلخ خیانت ها و جنایت های منافقین را هرگز فراموش نکرده و سرنوشت اجتناب ناپذیر و محتوم منافقین جز ذلت، آوارگی، درماندگی و نابودی کامل نخواهد بود. بهرحال گذشته از انتقام کور یا ارتکاب جنایت علیه ی بشریت در مورد مجاهدین بی دفاع و سلاح  که الگوی قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان 67 می باشد نشان  از آن دارد که حاکمان ایران بشدت وحشت دشمن اصلی وجدی مجاهدین دارند . همچنین تلاش مذبوحانه دفاع از مزدر دست نشانده نوری مالکی وزهر چشم گرفتن از حامیان عراقی مجاهدین ومخالفین نوری مالکی مزدور دست نشانده است که بشدت مخالف مداخله گری حاکمان ایران در امور داخلی عراق هستند .همینطور در روند جنگ قدرت و ثروت میان خامنه ای- رفسنجانی موضع گیری علیه ی حسن روحانی و انتقام شکست نامزدان نمایش انتخابات ریاست جمهوری 24 خرداد 92  خامنه ای – پاسداران می باشد. بعلاوه تلاش برای به شکست کشانیدن سیاست خائنانه ی مماشات مذاکرات هسته ای دولت روحانی با آمریکا است. نا گفته نماند که هدف دیگر انتقام گرفتن از مقاومت  مجاهدین لیبرتی- اشرف و پخش اخبار ورویدادهای اعتراضی مردم ناراضی عراق و سوریه وجنایات ضد بشری بشار اسد جنایتکار ونوری مالکی مزدور و دست نشانده از  تلویزیون ملی یا سیمای آزادی است. 
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی کل سپاه، در پی به هلاکت رسیدن جمعی از منافقین مزدور و تروریست توسط فرزندان رشید و انقلابی مجاهدان شهیدِ عراقی ـ در اردوگاه شیطانی اشرف در نزدیکی بغداد ـ سپاه پاسداران در پیامی این انتقام الهی و انقلابی را از وعده های خداوند تبارک و تعالی دانست.متن کامل این پیام به شرح زیر است:بسم الله الرحمن الرحیم إنّ المنافقین فی الدّرک الأسفل من النّار و لن تجد لهم نصیراًسرانجام تقدیر الهی بر آن قرار گرفت که فرزندان رشید مجاهدان شهیدِ عراقی با اقدامی انقلابی، انتقام تاریخی خود را از جنایت مشترک صدام و منافقین در انتفاضه شعبانیه که در آن هزاران زن و کودک بی گناه عراقی به شهادت رسیدند را در لانه عنکبوتی منافقین رقم زده و عبرتی جاودانه و رشادتی ماندگار را به اثبات رسانند.این اقدام که منجر به هلاکت رسیدن قریب به هفتاد تن از کادرهای فاسد منافقین از جمله هفت تن از شورای رهبری و مسئولان اطلاعات و عملیات سازمان منافقین با بیش از 30 سال سابقه جنایت گردید، یقیناً مایه تشفی خاطر امت اسلامی و خانواده های معظم شهدا خصوصا خانواده های معزز شهدای ترور خواهد شد.بدون تردید دو ملت مسلمان ایران و عراق خاطرات تلخ خیانت ها و جنایت های منافقین پلید را هرگز فراموش نکرده و سرنوشت اجتناب ناپذیر و محتوم منافقین جز ذلت، آوارگی، درماندگی و نابودی کامل نخواهد بود.سپاه این انتقام الهی را از وعده های خداوند تبارک و تعالی می داند که در سالروز شهادت صالحان این امت، شهیدان رجایی و باهنر عنایت فرمود.سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دهم شهریورماه 1392

عراق حمله به کمپ اشرف را تکذیب کرد

در ارتباط با جنایت جنگی علیه ی بشریت در اشرف که تا کنون منجر به جانباختن 47 تن و مجروح و  مفقود و شاید ربوده شدن 10 ها نفردیگر شده است .بنابراین برای فرار از پیگرد پرونده ی این  جنایت محرز علیه ی بشریت و  توجیه  آن  دست به بازی کی بود کی بود من نبودم  و وارونه و تناقض گویی زده شده است . آنهم در شرایطی که تلویزیون رژیم فاشیستی مذهبی حاکم بر ایران اعتراف به این جنایت علیه ی بشریت کرده و مسئولیت حمله جنایتکارانه به اشرف  زیر پوشش مردم  و نیروهای جهادی عراق را پذیرفته است . اما سایت فرا رو  گزارش  داده  مقامات عراق دلیل حادثه امروز را به دلیل انفجار بشکه نفت یا گاز دانسته اند.در ادامه ی گزارش افزوده شده  حقی الشریفی، مسئول عراقی اردوگاه گفت "حتی یک سرباز هم وارد اردوگاه اشرف نشد!  ولی معلوم نیست که تصاویر دستان از پشت بسته شدگان مجاهدان  تیرباران شده  اشرف ناشی از چیست؟ عجیب تر اینکه در دنباله گزارش گفته شده یک منبع در پلیس در گفتگو با خبرگزاری فرانسه مدعی شلیک پنج خمپاره به داخل اشرف شد. یعنی اینکه انفجار نه بشکه گاز ونفت که پرتاب خمپاره در اشرف بوده است. مهمتر اینکه تلویزیون پاسدار ضرغامی اعتراف به تهاجم مردم عراق ونیروهای جهادی یا سپاه قدس به مجاهدین اشرف کرده است . ناگفته نماند اینگونه آشکارا  تناقض گویی کردن تلاش مذبوحانه برای محو کردن نقش مستقیم سپاه قدس ونفوذی های  حامی حاکمان ایران درون دولت وارتش وپلیس نوری مالی مزدور و دست نشانده می باشد وگریز از پاسخگویی به این جنایت جنگی  علیه ی بشریت است.
بر اثر انفجارها در کمپ اشرف تعدادی از منافقین به هلاکت رسیدند.به گزارش خبرگزاری فرانسه، در حالی که گروهک منافقین بامداد امروز مدعی حمله سربازان عراقی به اردوگاه اشرف شده بود، مقامات آن کشور این مساله را تکذیب کردهاند.انفجارها در کمپ اشرف در شمال شرقی بغداد رخ داد که همچنان محل اسکان 100 نفر از منافقین است. منافقین، نیروهای امنیتی عراقی را مسئول مرگ 23 نفر دانستند.اما مقامات بیمارستانی محل هیچ مجروحی را گزارش نداده اند.خبرگزاری فرانسه گزارش داد در سال جاری میلادی و در دو حادثه جداگانه، حداقل 8 نفر کشته شدندمقامات دلیل حادثه امروز را به دلیل انفجار بشکه نفت یا گاز دانستند.حقی الشریفی، مسئول عراقی اردوگاه گفت: "حتی یک سرباز هم وارد اردوگاه اشرف نشد."وی افزود: "حمله ای از خارج از کمپ انجام نشده است اما به نظر می رسد که دلیل حادثه انفجار تعدادی بشکه گاز و نفت در داخل اشرف باشد."یک منبع در پلیس در گفتگو با خبرگزاری فرانسه مدعی شلیک پنج خمپاره به داخل اشرف شد.

گزارشی از برگزاری جشن طلاق در تهران!

عملکرد جنایت آمیز وویرانگر 35 ساله ی حاکمان عوامفریب  حکومت فاشیستی مذهبی بدلیل ابزاری کردن دین آنگونه عواقب مخرب وویرانگری برجای گذاشته است که گذاشته از ایجاد شکاف عمیق طبقاتی که منجر به زیر فقر اقتصادی بردن  80% جمعیت کشور شده است .همچنین بدلیل فقر وبیکار ی واعتیاد دامنه ی تن فروشی به زنان متأهل کشانیده شده است .مهمتر اینکه افزایش طلاق وجدایی ها به آنجا رسیده است که نه رسم رایج با لباس سفید عروسی خانه ی بخت رفتن وبا کفن سفید به گور رفتن رخت بر بسته و دارد می رود تا که  جزو افسانه حماسه های تاریخی شود ، بلکه فاجعه بار اینکه آنگونه رسم ورسوم و سنت و ارزش های اجتماعی دگر گون  وتهی شده است که اکنون گزارش شده در جامعه سنتی بدلیل عوامفریبی ودین فروشی شرایط طوری شده که گزارش از برگزاری جشن طلاق در تهران شده است .
شبکه ایران نوشت:طبق آمارها در سال های اخیر درصد طلاق در کشور رشد چشم گیری داشته است. روان شناسان معتقدند که افزایش درصد طلاق علل مختلفی دارد. یکی از دلایل آن افزایش پویایی روانی افراد است.روان شناسان معتقدند که بر خلاف نگاه سنتی حاکم در جامعه همیشه طلاق بد نیست و همیشه ازدواج خوب نیست. حتی گاهی طلاق را از ادامه زندگی بهتر می دانند. چرا که ازدواج خوب باعث سلامت جسمی و روانی افراد می شود و در مقابل ازدواج بد  می تواند اثر مخربی بر سلامت جسمی و روانی افراد بگذارد.جامعه شناسان نیز در بررسی علل طلاق، استقلال مالی زنان را یکی از عوامل موثر عنوان می کنند و معتقدند که در این صورت سیر طلاق، مثبت است. چرا که تعداد زنانی که به دلیل نیاز به حمایت، تحت هر شرایطی به زندگی زناشویی خود ادامه می دهند و دچار انواع آسیب های جسمی و روحی می شوند کم می شود.اما آنچه که مدنظر ما است تجمل گرایی در برخورد با پدیده طلاق است. چیزی که این روزها از آن به جشن طلاق یاد می کنند و در مناطق شمالی شهر تهران شاهد گسترش آن پدیده نوظهور هستیم. پدیده ای که تحت عنوان روشنفکری سال هاست در کشور ما جولان می دهد.
جشن طلاق
تجسم کنید در یک باغ مجلل به یک مهمانی شام به جشن و پایکوبی دعوت شده اید. همه می خندند و شادی می کنند. مهمان ها با گل و شیرینی و کراوات زده یکی پس از دیگری وارد باغ می شوند. وقتی از مناسبت می پرسید، جواب می دهند جشن طلاقه! چه احساسی به شما دست می دهد.واقعاً چه احساسی به شما دست می دهد وقتی که می بینید خانواده ای برای فروپاشی زندگی فرزندشان به هر دلیل منطقی و غیر منطقی مهمانی شام می دهند و شاید بیشتر از مراسم عروسی هزینه می کنند. جالب تر این که خانواده و بستگان طرف مقابل نیز دعوت می کنند. من نیز مهمان یکی از این مراسم هستم. مهمان مراسمی که نادیده گرفته شدن هویت واقعی و فرهنگ ملی ایران در آن مشهود است. مراسمی که برگزاری آن در کشور ما نشانی از به بیراهه رفتن است.

 پس از پایان مراسم با پدر خانواده به گفت‌وگو نشستم:
این جشن به چه مناسبتی برگزار شد؟
جشن طلاق و جشن آزادی دخترم بود.
چرا برای جدایی و طلاق به جشن و پایکوبی برخواسته اید؟
قصدم بالا بردن اعتماد به نفس دخترم است. او در این زندگی که دو سال طول کشید به شدت دچار آسیب روحی شده است. می خواهم به او بگویم که اتفاق مهمی نیفتاده است و این اتفاق برای هر کسی ممکن است پیش بیاید.
آیا اعتقاد دارید که فرووپاشی یک زندگی ناراحت کننده است نه خوشحال کننده؟
 بله. اما غصه خوردن که فایده ای ندارد. دخترم باید خود را برای شروع یک زندگی دیگر آماده کند. ما برای آرامش او این کار را می کنیم.
با این نگاهی که شما دارید، اگر خدای نکرده یکی از اقوامتان فوت کند برای تقویت روحیه بازمادگان سورو سات راه می اندازید؟
 این موضوع خیلی فرق می کند.
چه شد که به فکر برگزاری جشن برای منفورترین حلال خدا افتادید؟
یکی از دوستان ما در خارج از کشور از برپایی چنین جشنی خبر داد و گفت این جشن تأثیر روانی زیادی بر دخترت دارد.
آیا شما می دانید که فرهنگ ما با فرهنگ غربی ها متفاوت است و رسوم و فرهنگ آنها با ما متفاوت است؟
 من هیچ فرقی بین آدم ها نمی بینم.
چرا از روان شناس و مشاور برای کمک به روحیه دخترتان استفاده نکردید؟
 دختر من که روانی نیست. ضمن این که نمی خواهم خانواده داماد فکر کنند که دختر ما از لحاظ روحی دچار آسیب شده است.
(به خودم گفتم پس این جشن، یک لجباری و به نوعی روکم کنی است.)
برنامه بعدی شما بعد از این مراسم چیست؟
 او را یک سفر به خارج از کشور می فرستم تا بفهمد که زندگی همچنان جاری است.
 یعنی وقتی دخترتان از ماه عسل برگردد، این شکست را فراموش می کند؟
خیر ولی این مراسم به نوعی حمایت خانواده از او را اثبات می کند.
(توی دلم گفتم: پس این یک شادی مصنوعی است و شما فقط تظاهر به شادی می کنید.)
چگونگی برپایی جشن طلاق
در ایران برپایی جشن طلاق و جشن فروپاشی یک خانواده که برگزارکنندگان آن ادای روشنفکرها را درمی آورند در مناطق شمالی شهر روبه گسترش است.در شرایط که برپایی مراسم ازدواج برای بسیاری از جوانها سخت و دشوار شده است، شاهد تجمل گرایی در برپایی این گونه جشن ها هستیم.این مراسم نیز مانند سایر مراسم ها رسم و رسوم خاص خود را دارد. از کارت دعوت برای تشریف فرمایی مهمان ها گرفته تا کیک مخصوص به خود و چکش گل کاری شده همانند چاقوی مخصوص برش کیک در مراسم عروسی دیده می شود. البته با این تفاوت که از چکش برای خرد کردن حلقه ای که زمانی با نیت "حلقه پیوند بین دو نفر" خریداری شد استفاده می شود.
  کمی تأمل لازم است
حال اگر حاصل ازدواج وجود فرزند یا فرزندانی باشد، آیا باز هم چنین جشنی برگزار می شود؟
اگر جواب آری است، نقش فرزندان در این مراسم چیست؟
آیا از آنها نیز می خواهیم در این بزم به جشن و پایکوبی برخیزند؟
آیا اگر ازدواج دومی صورت گیرد و منجر به طلاق شود، باز چنین سوروساتی به پا می شود؟
آیا فکر کرده ایم که رواج چنین رسوم نوبرانه و وارداتی چه خدشه ای بر فرهنگ ایرانی ما وارد خواهد کرد؟
آیا غم و شادی مفهوم واقعی خود را از دست داده اند که اینچنین هورا سر دادن ها و کف زدن ها را در چنین مراسمی شاهد هستیم.

نظرات بزرگان وصاحب نظران پیرامون چرا مرغ از خیابان رد شد؟

نظرات بزرگان وصاحب نظران  پیرامون چرا مرغ از خیابان رد شد؟
 -رهبرولی فقیه نه مرغ واجب شرعی است ازخیابان ردشود که درمرغ داری تخم بگذارد و در خدمت خروس باشد و ازمرغ داری به آشپزخانه برود ودر سفره های رنگین درخدمت وی وهم قطارانش باشد تاسپس بافتوای وی مرغ پخته به  خنده درآید.
 سوال: چرا مرغ از خیابان رد شد؟
  ــ ارسطو : طبیعت مرغ اینست که از خیابان رد شود. 
  
ــ مارکس : مرغ باید از خیابان رد میشد. این از نظر تاریخی اجتناب ناپذیر بود. 
  
ــ نیچه : چرا که نه؟ 
  
ــ فروید : اصولاً مشغول شدن ذهن شما با این سؤال نشان میدهد که به نوعی عدم اطمینان جنسی دچار هستید. آیا در بچگی شصت خود را می مکیدید؟ 
  
ــ داروین : طبیعت مرغ را برای این توانمندی ردشدن از خیابان انتخاب کرده است. 
  
ــ همینگوی : برای مردن. در زیر باران. 
  
ــ اینشتین : رابطه ی مرغ و خیابان نسبی است. 
  
ــ سیمون دوبوار : مرغ نماد زن و هویت پایمال شده اوست. رد شدن از خیابان در واقع کوشش بیهوده ی او در فرار از سنتها و ارزشهای مردسالارانه را نشان میدهد. 

  
ــ پاپ اعظم : باید بدانیم که هر روز میلیونها مرغ در مرغدانی می مانند و از خیابان رد نمیشوند. توجه ما باید به آنها معطوف باشد. چرا همیشه فقط باید درباره مرغی صحبت کنیم که  از خیابان رد میشود؟ 
  ــ صادق هدایت : از دست آدمها به آن سوی خیابان فرار کرده بود غافل از اینکه آن طرف هم مثل همین طرف است، بلکه بدتر. 
  ــ روانشناس : آیا هر کدام از ما در درون خود یک مرغ نیست که میخواهد از خیابان رد شود؟ 
  
ــ نیل آرمسترانگ : یک قدم کوچک برای مرغ، و یک قدم بزرگ برای مرغها. 
  
ــ حافظ : عیب مرغان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت، که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت. 
    
ــ سهراب سپهری : مرغ را در قدمهای خود بفهمیم، و از درخت کنار خیابان، شادمانه سیب بچینیم.   طرفدار داستانهای علمی تخیلی: این مرغ نبود که از خیابان رد شد. مرغ خیابان و تمام جهان هستی را به عقب راند.
   اریش فون دنیکن : مثل هر بار دیگر که صحبت موجودات فضاییست، جهان دانش واقعیات را کتمان میکند. مگر آنتن های روی سر مرغ را ندیدید؟ 
  سعدی : حکایت آن مرغ مناسب حال توست که شنیدم که در آن سوی خیابان و در راه بیابان و در مشایعت مردی آسیابان بود وی را گفتم: از چه رو تعجیل کنی؟ گفت: ندانم و اگر دانم نگویم و اگر گویم انکار کنی.
  دکارت: از کجا میدانید که مرغ وجود دارد؟ یا خیابان؟   ــ لات محل : به گور پدرش میخنده هیشکی نمتونه تو محل ما ازخیابون رد بشه. 
  
ــ بودا : با این پرسش طبیعت مرغانه ی خود را نفی میکنی. 
  
ــ پدرخوانده : جای دوری نمیتواند برود.  ــ فروغ فرخزاد: آه آه از خیابانهای کودکی من، هیچ مرغی رد نشد. 
  ــ ماکیاولی : مهم اینست که مرغ از خیابان رد شد. دلیلش هیچ اهمیتی ندارد. رسیدن به هدف، هر نوع انگیزه را توجیه میکند. 
  ــ پاریس هیلتون : خوب لابد اونور خیابون یه بوتیک باحال دیده بوده.
-رهبرولی فقیه نه مرغ واجب شرعی است ازخیابان ردشود که درمرغ داری تخم بگذارد و در خدمت خروس باشد و ازمرغ داری به آشپزخانه برود ودر سفره های رنگین درخدمت وی وهم قطارانش باشد تاسپس بافتوای وی مرغ پخته به  خنده درآید.

سیاست موازی وهمسو

سیاست موازی وهمسو
گاهی مواقع بیان جملات کوتاه یابازگویی ضرب المثل هابه اندازه ی چندین مقاله بار وپیام دارد.ازجمله گفته مي شود رطب  خورده کی تواندمنع رطب کند.یااینکه کسي كه خواب است می توان بیدارش کرد، ولی  كسي كه خود را به خواب می زند بيداركردنش آسان نیست.همینطور  محورافتادن اینطرف وآنطرف بام گفته می شوديكي داشت از بالاي بام براي حامیان خود که پایین بام ایستاده بودند سخنراني مي كرد. سخنران طوریهيجاني شده بود که متوجه نبود دارد به سمت لب بام حركت مي کند.آنچنانکه جمعيت ازپايين بام فرياد زدمواظب باش ازبام نيفتي.آنگاه  سخنران هیجانی  خودش راعقب بام كشاند ودرادامه سخنرانی هیجانی-احساسی خودانقدرعقب عقب رفت كه  موجب فریادهشدارآمیزجمعیت آن سوی دیواربام شد که بانك براوردندمواظب باش ازاين طرف بام نيفتي.
همچنین گفته می شود چریک فدایی حميداشرف روزي پس ازفرارازتورپليسي امنيتي واردقهوه خانه اي شد.سپس متوجه مي شودكه جندتامعتادمشغول صحبت باهم دیگرهستندو دارند در مورد آدم فروشيي ميگويند ونتیجه می گیرد كه درمرام اينان هم ادم فر وشي عملي ناشايست ومذموم است.ازسوي ديگر نشان داده شده مرزبين قبل ازتواب شدن  وهمکاری بابازجو کردن عنصرسياسي وبس از آن صدو هشتاد درجه اختلاف جهت است. زيراكه عنصرسياسي درحال مبارزه كه قبل از دستگیری حاضربوده است در دفاع از آرمان واهداف وهم رزم وهم سنگران خود جانش را بدهد .امابس از بريد ن ونادم وتواب شدن وفاصله گرفتن ازمواضع قبلی وبی انگیزه  شدن جاي دشمن رابا هم سنگران سابق خود عوض مي كند.اكنون مصداق عيني مثال هاي فوقباندايرج مصداقي ومحمدجعفري معروف به همنشین بهار و اسماعیل وفايغمايي است که تبدیل به جاده صاف کن های دو مستعفي سابق  شورای ملی مقاومت ایران كريم قصيم ومحمدرضاروحاني علیه ی شورا ومجاهدینشدند.آنگونه که کریم قصیم درادامه ضدیت خود وكيل مدافع متين دفتري وايرج شكري شد.ازسوی دیگر ایشان تلاش کرده هرتریبون یابلندگویی گیرآورد آن را تبدیل به اهرم وصدای  ضدیت وانتقادی  خود علیه ی شورا کند.آنچنانکه فکر و ذکر كريم قصيم  بهانه ی كوبيدن شورا ومجاهدين به ويزه مسعود ومريم رجوي شده  است .بهمین دلیل دریکی ازگفتگوهای رسانه ای خود بافراموش کردن شرایط کنونی  وعملکرد دوران 8 ساله ی خاتمیرجعت به  ١٦سال بيش كرده است. يعني به دوران حماسه دوم خرداد٧٦بازگشته است كه جٍرا به جٍاي مبارزه سياسي-نظامي كردن ،مبارزه اجٍتماعي نشد واز این حماسه  ومدعيان اصلا ح طلبي حمایت نشد؟عجيب تراينكه ادعاكرده كه متين دفتري كه ازشورابيرون رفت چرا وی سكوت كرد ؟جالب تر اينكه اذعان نموده در مورد رايدادنش به اخراج متين دفتري ازشورا وی دم در جٌلسه نشسته وٍجوگيرشده بودکه رأی داد.
سئوال است مگرمي توان قبول نمود كسي كه سابقه ي گرايشات جب داشته و دركنفدراسيون دانشجويان خارج از كشورقبل از انقلاب فعاليت داشته است ومسوول كميسيون محيط زيست شوراي ملي مقاومت بوده است نااگاهانه واحساسي مصوبات شوراي ملي مقاومت را امضا مي كرده است كه بس ازكيفرخواست٢٣٠ايرج مصداقي ازخواب غفلت سي وجند ساله بيدار و از غفلت خودابراز پشيماني نموده است كه وی جوگيرمي شده که مصوبات شوراي ملي مقاومت را امضا مي كرد؟بعلاوه جراايشان نمي گويدانان كه مبارزه سياسي-نظامي همجون مجاهدين نكردند وازخاتمي ودوم خرداد٧٦حمايت كردندطوريكه كنفرانس حمايتي برلين برگزاركردندبه كجارسيدندوالان كجاايستاده وجه مي كنند؟ازطرف ديگر معلوم نیست که چرا نمی گوید جنبش سبزبس از٢٢خرداد٨٨ چه شد؟رهبرانش جه شدند.یا چگونه بااینان رفتارشده است؟ یااینکه چرا به جای اصل کردن مبارزه با شورا ومسعود رجوی ومجاهدین زحمت نمی کشد تااشاره کند در رزيم نامتعارف بربرمنش نقش رهبرولي فقيه چیست؟ چرا وی همكاره وغيرباسخگوي می باشدوبابودن وی ادعای اصلاح طلبی بی معنی است؟ چرا خامنه ای رهبرولی فقیه رفسنجاني وخاتمي وموسوي و كروبي راتحمل نمي كند؟ چرا حسن روحاني اعتدال گرا كه به رهبرولی فقیه نزديك است.اماخامنه ای وی را برنمي تابد؟  یااینکه چرا این منتقدان شورا ومجاهدین نمی گویند جگونه بایدبقول خودشان بااين رزيم قرون وسطایی  مبارزه ی اجتماعي كرد؟تازه مگرتجربه ٨ساله دوران خاتمي ومدعيان اصلاح طلبان در دسترس نیست  که به كودتاي خاموش وخزنده خامنه اي - باسداران سوم تیر- 84 و22 خرداد- 88منتهي شد؟
مگر قصیم و روحانی ازشورا بیرون نرفتند تابهتر ازشورا و مجاهدین با رژیم ضدبشری فاشیست مذهبی مبارزه کنند؟ چرا مبارزه باشورا ومسعود رجوی ومجاهدین جای رژیم راگرفته است؟ چرا قصیم تلاش کرد تامحمدروحانی رابدنبال خود بکشاند تاپس از گفتگو باپژواک مصداقی وی را به تلویزیون بهبهانی وصل کندتاسئوالات تکراری مشابه ی وی علیه شورا ومسعود رجوی ومجاهدین را دنبال کند؟درصورتی که انتقادي ارزشمند است كه همراه باراه كاربهترعملي درصحنه مبارزه باشد.درغيراينصورت نوعی عقده گشايي و نق زدن و تخريب وانتقام گيري وكينه ورزي است.درست مسيري كه باندمصداقی هموار نمود تا كريم قصيم  پيشه ی مبارزاتی خود کند ومحمدرضاروحانی را یدک کش خود نماید.آنچنانکه بس ازاستعفاي این زوج ازشورا قصیم ازهرفرصتي كه كسب نموده تيغ كشي عليه مجاهدين وشورا را دنبال كرده است وبمرورتيغ كشي اش با بوشش انتقاد تيز و تيزترشده است. همانگونه که اشاره شدمحمدروحانی را هم فعال کرده است. بهرحال اگر موضع شان علیه ی شورا و مسعود رجوی ومجاهدین از رژیم  بربرمنش ونامتعارف تندترنبوده حداقل  همچون دو خط موازي که هم دیگر را قطع نمی کند ولی همسو حٍركت كرده اند.چون هدف مسأله دارکردن بدنه وجدایی با سر وتلاش برای نابودی تشکیلات مجاهدین و ازهم پاشانیدن شورا وبسترسازی پرتاب موشک به لیبرتی می باشد.بدون شک تازمان حضور حسن روحانی در سازمان ملل سیاست باندمصداقی  وکریم قصیم ومحمدروحانی فعال تر ازگذشته علیه شورا ومجاهدین پیگیری خواهدشد.
5مهرماه سال 1392

کاریکاتور

Cartoons
کاریکاتور